د...ل....ت....ن.....گ....ت....م


دلتنگت هستم ....

و این خط غریب ....

و این چشمان خسته ....

و این دست های مهربان .....

عجیب بیقراری می كنند .....

عجیب دلتنگت هستم و می دانم كه اگر لبخند بر لب های تو بدرخشد

قدم هایم پرواز می آموزند ....

و دلتنگ تر می شوم ....

از این انتظار فرسوده كننده كه

گریزی ندارد .... !

تنها مانده ام و غریبانه

خاطرات مكررمان را دوره می كنم ....

و به یاد می آورم که

شیرینی بودنت را نباید فراموش کنم...

از تو چه پنهان خوب من :

من جز "تو "همه چیز را فراموش كردم 
هر وقت کم می اورمت ...

با خودم می گویم : اصلا مهم نیست ...

اما...

تو که خوب می دانی نبودنت چقدر مهم است ...

قسم به باران ... به پاییز ...

دلتنگت هستم ...

بیشتر از همیشه ...

د...ل....ت....ن.....گ....ت....م