همان دیواری جدایمان کرد
که روزی ، عاشقانه...
اجرهایش را چیده بودیم .



verbena☂


به تاوان سنگ شدن دلم
همیشه تنهایی...

verbena☂


در من مرورگری ست
که با جستجوی برخی واژه ها ، بی قرارم می کند
مثل عشق
مثل... تو...



verbena☂


پرده ها را می کشم شبها
می ترسم از رشک اسمان به ماهم

verbena☂


چه رقابت شیرینی ست
بین من و اسمان
او ماه دارد و
من تو را ...
verbena☂


چه بی رحمند، ترانه ها
با زمزمه نبودنت ، روی گونه هایم
سرسره بازی می کنند .

verbena☂

شروع قصه ام با توست
و پایانش ... نمی دانم
هنوزم از تو دلگیرم
هنوزم بی تو بی تابم
دلیلش را...
نمی دانم... نمی دانم


verbena☂



هر بار از تو نوشتم
به خواب رفتند
انگشتانم


verbena☂



گاهی می مانم هاج و واج
میان واج ها و واژه ها
نوشتن از نبودنت ...
کار ساده ای نیست


verbena☂



دفتر هستی ات را بگشا ، تا ببینی انچه از پیش داری
ان که  بی خبر راهی شد ،در پشیمانی و حسرت جا ماند.
verbena☂


می دانم اندکم ،برای از تو نوشتن
نگاهت را به من بده، می خواهم قد بکشم

verbena☂



از کمند زلف سیاهت
چشمانم شعری می بافد
به بلندای دلتنگی ام.


verbena☂



واژه واژه
شعر می چکد از قلمم
با قطره قطره
 باران چشمانت


verbena☂


دوش، میخانه بُدَم مست و خراب
لحظه ای یاد نگارم کردم
شرری زد به دلم
بر لبم ذکر تو رفت
سر سجاده به خاک افتادم.


verbena☂


مجنونم و
غیر حرمت جای ندارم
لیلای دلم باش
که اواره ام امشب...


verbena☂


دلی که دل دل کرد
بدان که
دلتنگ است ...


verbena☂




نبودنت را...
هر شب ، برای دلم دیکته می کنم
و هر صبح
با بالش خیس ، مردود می شوم.

verbena☂




در زمستان نمی ماندم
اگر...
بهارم را تحویل می گرفتی .

verbena☂

http://www.eshghentezar.com/imgcenter/uploads/1387063847.gif
پابرهنه در پی ات امده ام
نمی دانم کجای احساسم ایستاده ای
که نبودنت...
این همه به چشم می اید.



verbena☂

http://www.eshghentezar.com/imgcenter/uploads/1386022215.gif
تو باران زده ام باش
روی چشمم که هیچ
در دلم جایت می دهم .

verbena☂

سراغت را می گیرد هنوز
راس ساعت عاشقی
نیمکت چوبی کنار جاده


verbena☂


من
با
تو
شاعر شدم
تنها شدم .

verbena☂

زیر باران که می روی

کمی هم میان شعرهایم بمان

لا به لای واژه ها قدم بزن

به نقطه ها که رسیدی صبر کن

واج های بی صدا را که دیدی،کمی تامل کن

شاید ... فقط شاید

تو

 باران زده من باشی .


verbena☂


تو با خنده هایم عشق می کردی
من با گریه هایم عاشقی می کنم
قرارمان این نبود !


verbena☂


 روزی اوار خواهی شد
زیر بار اخرین حرفت !



verbena☂


پای برگشتنم لنگ نمی زد
دلت اگر با دلم بود


verbena



محکوم به رفتنی وقتی دوستت ندارند
همه قصه همین بود.


verbena☂


هر چه منتظر ماندم نیامدی
فهمیدم قاصدک،بازیچه کلاغ ها شده بود


verbena☂


امده بودم سبزه را به نیت تو گره بزنم
موهایم گره خورد

verbena☂


خدایا
به ادمهای زرنگ قصه ها بگو
در چند قدمی احساسشان کمی هم معرفت حراج کنند
مهم شدن این روزها گران تمام می شود !
verbena☂