
دوش، میخانه بُدَم مست و خراب
لحظه ای یاد نگارم کردم
شرری زد به دلم
بر لبم ذکر تو رفت
سر سجاده به خاک افتادم.
verbena☂
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:42 توسط verbena ☂
|

اوای باران ،اوای چون تویی ست که می خوانَدَم هر شب و من سرخوش از این موج عشق با بارانیه چشمانم در ساحل دریای یادت اوای دوستت دارم سر می دهم .