دلخور که می شوم...
دلخور که می شوم
بغض می کنم...
می ایم پشت صفحه ی مانیتورم
کامنت می نویسم و
صورتک می گذارم
صورتکی که می خندد
و پشتش قایم میشوم
که فکر کنی می خندم
و بخندی...
اشک هایم می ایند و من
مدام با صورتک مجازی ام می خندم
تو که می خندی ...باورم میشود
شاد می شوم
اشک هایم روی گونه ام می خشکند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19:47 توسط verbena ☂
|
اوای باران ،اوای چون تویی ست که می خوانَدَم هر شب و من سرخوش از این موج عشق با بارانیه چشمانم در ساحل دریای یادت اوای دوستت دارم سر می دهم .